یک چند نیز…

When I heard the learned astronomer,  When the proofs, the figures, were ranged in columns before me,  When I was shown the charts and diagrams, to add, divide, and measure them, When I sitting heard the astronomer where he lectured with much…

از دست هر کسی که نباید سبو گرفت

تا می شود ز چشمه توحیــد جو گرفت از دست هر کسی که نباید سبو گرفت تـو آبـی و به آب تـو را احتیـاج نـیـســـت پس این فـــرات بود که با تو وضــو گرفت کوچک نشد مـقــــام تو، نه! تازه…

لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود

یعنی یک حرف بی مورد که می زنی، ولو راست باشد، یک هفته باید خودت را به در و دیوار بکوبی تا بلکه درستش کنی؛ تازه آن هم “اگر” بشود.  باید این عکس را قاب کرد و زد به دیوار…

Life of Pie

Pi: Faith is a house with many rooms. Writer: But no room for doubt? Pi: Oh plenty, on every floor. Doubt is useful, it keeps faith a living thing. After all, you cannot know the strength of your faith until it is…

مدیر مدرسه

بعضی کتاب ها حقاً بلعیدنی اند! و این یکی به عنوان یک شام سبک، کاملاً توصیه می شود! … به هوای ورق زدن پرونده ها فهمیدم که پسرک شاگرد دوساله است و پدرش تاجر بازار. بعد برگشتم به اتاقم. یادداشتی…

من و موسی و فرعون

فَقالَ لَهُ فِرْعَوْنُ : « إِنِّی لَأَظُنُّکَ یا مُوسى‏ مَسْحُوراً» فرعون ]رسالت موسى را نپذیرفت و[ به او گفت: اى موسى، من تو را جادو شده و عقل از دست داده مى پندارم.   قالَ: « لَقَدْ عَلِمْتَ ما أَنْزَلَ هؤُلاءِ إِلاَّ…

احمقانه ها!

شاید در نگاه اول احمقانه به نظر برسد، حتی شاید واقعاً احمقانه باشد، اما چه می دانیم؟ شاید از بارش همین احمقانه ها، اتفاق خوب دیگری جوانه بزند!

منجی

پرده اول: جمعیت که بعد از ده بار «بالحجة» گفتن منقلب و ملتهب اند، وقت «اللهم عجل لولیک الفرج» دست هایشان را بالاتر می گیرند، «آمین»شان هم خیلی بلندتر است. پرده دوم: شب کوفه، که پس از کشته شدن مسلم…