از شکست بنویس

به گمان من، مهم‌ترین توانایی یا مهارت یک انسان زنده «یادگیری» است و آنچه که آدم‌ها را از منظر کارآمدی از هم متمایز می‌کند، کیفیت و سرعت یادگیری آن‌هاست.      تجربه‌نگاری تحلیل‌ها، پیش‌بینی‌ها و … خیلی مهمه برای آدم‌هایی…

فساد

در تعاریف کلاسیک از فساد، “استفاده از منابع عمومی در جهت منافع شخصی، گروهی، قومی و قبیله‌ای” متداول است.  این که ما می‌بینیم، فساد در قامت یک نظام سیاسی است. 

گربه

دیر رسیده بودم و با قدم‌های بلند و تند می‌رفتم به سمت نیمکت‌های جنوبی پارک که دیدمش. چهار زانو نشسته بود روی چمن، دو تا دستش را زده بود زیر گونه‌ها، و خیره شده بود به روبرو. اول خیال کردم غرق در فکر و…

کمند

ببین، اگر بخوام صادقانه بگم، ایرادهای زیادی میشه به این سریال (Ted Lasso) گرفت؛ یعنی، به خصوص از نظر هنری و سینمایی، خیلی با سریال‌ها یا فیلم‌های خفن هالیوودی فاصله داره. یه جورایی انگار هیچ چیزی در این سریال کامل و…

معلّم سیاستگذاری

  یکی از تفاوت‌های معلّمی در مدرسه و دانشگاه، و معلّمی (مشاوره) در فضای سیاست‌گذاری ایران، همان ماجرای قدیم ماهی و ماهی‌گیری است.    در مدرسه، ماهی دادن اشتباه است. ماهی‌گیری باید یاد بدهی. و باید دانش آموز بتواند در…

در ستایش عالی نبودن

خیس از عرق، با گلویی خشک و دردناک از خواب می‌پرم. ساعت بالای کتابخانه، حوالی 7 و 20 است و ساعت موبایلم 7 و 23 دقیقه؛ این یعنی به حساب اولی، که می‌دانم کمی غلط است، حدود ده دقیقه وقت دارم برای مسواک،…

اسب حیوان نجیبی است

من نمی‌دانم که چرا می‌گویند: «اسب حیوان نجیبی است!» لااقل فکر نمی‌کنم این نجابت در همه گونه‌های اسب مشاهده شده باشد. احتمالاً منظورشان از اسب نجیب، همین اسبی است که زین می‌کنند و نعل و دهنه می‌زنند؛ انگاری منظور از نجابت، همین رام…

مغزهای کوچک زنگ زده

پیش‌نوشت: این شاید یکی از صریح‌ترین و صادقانه‌ترین نوشته‌های این دفتر تا به اینجا باشد. ضمنا این نوشته بیشتر شبیه یه پادکسته؛ لابلاش موسیقی داره.   هیچ وقت عاشق مدرسه نبودم. اما در مدرسه زیاد عاشق بوده‌ام 🙂    ماجرا از…

آخرین قلمرو

A dream unites people who once sought to kill each other. Without it, we go back into an age of darkness.   پ.ن.1. سریال عالی و بسیار فشارآور! پ.ن.2. That’s the curse of life, to think of what might have been

ما

ما، یه عده گاویم که یاد نگرفتیم «نباید» تو زندگی هم دخالت کنیم!   «علیرضا | برادران لیلا» پ.ن.1. چقدر این علیرضا، برادر لیلا، علیرضا بود! پ.ن.2. باز هی بپرسید «کی می‌خوای زن بگیری؟!»