تولد دوباره (7): تولد دوباره

هیچ چیز مثل این آیه ها نمی تواند بیانگر این غروب عجیب باشد؛ عجیب ترین و زیباترین غروب زندگی؛ بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  وَ الضحَی‏ وَ الَّیْلِ إِذَا سجَی؛ مَا وَدَّعَک رَبُّک وَ مَا قَلی مَا وَدَّعَک رَبُّک وَ مَا…

تولد دوباره (6): باران وداع

این روزها که در هوای غریب مدینه نفس می کشیدم، وقتی زیر آسمان محزونش قدم می زدم، مخصوصاً وقتی نگاهم به غریبستان بقیع می افتاد، بغض گلویم را می گرفت و دوست داشتم آسمان هم ببارد با دل من. اما…

تولد دوباره (4): این پست عکس ندارد!

این پست عکس ندارد؛ آخر … . . . گشتم، ولی پیدا نکردم قبرتان را بانو! … آری، شوهر بزرگوارتان خیلی خوب به وصیتتان عمل کرده … « اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ الله الَّذى خَلَقَکِ قَبلَ اَن یَخلُقَکِ فَوَجَدَکِ…

تولد دوباره (3): بهت

هر وقت در آستانه لحظات خاص و مهم در زندگی ام هستم، ذهنم به سرعت شروع به فعالیت می کند. سعی می کنم آن لحظه را، تا هر جایی که می توانم مجسم کنم و همه چیز را به نوعی…

تولد دوباره (1): نیاز

خوابم نمی برد؛ شاید برای دهمین بار جای سرم را جابجا می کنم؛ نه … مشکل از پاهایم است؛ به گمانم کشیده باشند راحت تر خوابم می برد؛ شاید هم جمعشان کنم بهتر باشد. نه … دست هایم را به…

یا زهرا (س)! … یا علی(ع)!

خواستم از درد و رنج و غم زهرا (س) بنویسم، ولی دیدم که علی (ع) کوه غم و رنج و درد است. بنگر که چگونه غریبانه، در حال وداع با زهرا (س)، با محبوبش رسول خدا (ص) درد دل می…