بز

می گفت:  “اگر آدم خودش را سرباز عصر ظهور بداند، خب یک جور دیگر کار می کند، یک جور دیگر برنامه ریزی می کند، اصلا یک جور دیگر زندگی می کند.”

و من، خیلی محکم، سر تکان می دادم.

پ.ن1: گاهی دلم کمی نگاه عاقل اندر سفیه می خواهد!

پ.ن2: قبول داری که باید کاری بکنیم؟! که اینطوری نمی شود؟!