تولد دوباره (15): تمام شد

وقتی بعضی هایش را دوباره خواندم، از خلق این همه صحنه های آبکی، این قلم تکراری و ناتوان و این همه روده درازی، حقیقتاً شرم کردم!


تلاش کودکانه ای بود برای بیرون ریختن انبوهِ خاطراتِ بی وقفه متهاجم به ذهن! … همین.


سفرنامه، اگر بشود اسم سفر نامه رویش گذاشت، تمام شد. 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *