
V
V: Voila! In view, a humble vaudevillian veteran, cast vicariously as both victim and villain by the vicissitudes of Fate. This visage, no mere veneer of vanity,…

V: Voila! In view, a humble vaudevillian veteran, cast vicariously as both victim and villain by the vicissitudes of Fate. This visage, no mere veneer of vanity,…

انگار که از یک سفینه فضایی بیرون پریده باشی، قبل از این که بفهمی هیچ هوایی نیست که بخواهی آن را درون شش هایت ببلعی،…

None of us know our end, really, or what hand will guide us there. A king may move a man, a father may claim a…

پیرمردی که چشم بند سیاه داشت گفت همین الان فکری به نظرم رسید، بیایید برای وقت گذراندن بازی کنیم، همسر مردی که اول کور شد…

وقتی درددل های مانده، به دل درد تبدیل می شود…
وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه بایدها … مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خورم…