
استراحت
این چه مسخرهبازیه که وقتی داری زیر بار ۸ تا کاری که همزمان پیش میبری له میشی، آرزوی چند روز استراحت بیدغدغه میکنی، اما وقتی چند…

این چه مسخرهبازیه که وقتی داری زیر بار ۸ تا کاری که همزمان پیش میبری له میشی، آرزوی چند روز استراحت بیدغدغه میکنی، اما وقتی چند…

دنیای این روزهای من، با دنیای یک سال پیش کلی تفاوت دارد. ظاهر ماجرا این است که خیلی دارم کار مهمی میکنم. کتوشلوار به تن میکنم و با…

آقای «جان کیتینگ»، معلمِ سابقِ ادبیاتِ دبیرستانِ شبانهروزیِ «ولتون»، ملقب به «ناخدا» *… پیش از آغاز قرائت کیفرخواست، باید اعتراف کنم که شما یکی از الهامبخشترین شخصیتها…

پیشنوشت. ریاضیات، مهمتر و واقعیتر از آنچیزی بود که فکر میکردم. زمانی ریاضی را به چشم یک دانش کاملاً انتزاعی میدیدم (که هست)، اما الان…

صبح اولین روز مدرسه، یعنی اول مهر ۱۳۷۸ (یا شاید هم یک روز قبلش)، همان موقع که در رها کردن دست بابا و رفتن به عالم…

کمکم دارد دو – سه ماه میشود که از نگاه کردن به چشمهای مردم این شهر، وحشت دارم. همین وحشت است که در این مدت، روزها سربهزیرم کرده…