مرگ ایوان ایلیچ

قیاس حملی که از کتاب کایزهوتر، منطق آموخته بود: «کایوس آدم است، آدمیان فانیاند، بنابراین کایوس فانی است.»، در اطلاق به کایوس همیشه به نظرش درست آمده، اما در اطلاق به خودش یقیناً درست نیامده بود. اینکه کایوس – انسان…

قیاس حملی که از کتاب کایزهوتر، منطق آموخته بود: «کایوس آدم است، آدمیان فانیاند، بنابراین کایوس فانی است.»، در اطلاق به کایوس همیشه به نظرش درست آمده، اما در اطلاق به خودش یقیناً درست نیامده بود. اینکه کایوس – انسان…
«وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ» و آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد: اگر قدرشناسی (شُکر) کنید، نعمتتان را زیاد خواهم کرد و اگر ناسپاسی کنید، قطعاً عذاب من سخت است. این که آفریدمان و بعدش هم هدایتمان…
«ما أَصابَ مِنْ مُصیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فی أَنْفُسِکُمْ إِلاَّ فی کِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِکَ عَلَی اللَّهِ یَسیرٌ» هیچ بلا و مصیبتی نه در زمین و نه در مورد خودتان رخ نمی دهد مگر این که…

“Then you will find yourself easy prey for the Dark Lord!” said Snape savagely. “Fools who wear their hearts proudly on their sleeves, who cannot control their emotions, who wallow in sad memories and allow themselves to be provoked so…

اول خیال کردم که دارد مگس ها را با دست دور می کند؛ اما چندبار دیگر که دستش را تکان داد، یکجوری بهم فهماند که نزدیک تر بروم. «ببخشید آقا، تلفن همراه دارین؟» همان طور که به پراید پشت سرش…

Cobb: “I will split up my father’s empire.” Now, this is obviously an idea that Robert himself would choose to reject. Which is why we need to plant it deep in his subconscious. Subconscious is motivated by emotion, right? Not reason.…

وسط فراز بیست و هشتم، یکدفعه به خودم می آیم. اصلاً یادم نمی آید کی و از کجا آمده ام و وسط این کوچه تاریک، ولی شلوغ نشسته ام. سرم را بلند می کنم و هاج و واج، بالا و…
همیشه عاشق این قصه ها و فیلم هایی بوده ام که آخر داستان، وقتی که همه چیز رو می شود، می فهمی که همه جزئیاتِ به ظاهر کم اهمیت چقدر قشنگ به هم دیگر ربط پیدا می کنند؛ بیشتر این جزئیات…

“Tell me one last thing,” said Harry, “Is this real? Or has this been happening inside my head?” Dumbledore beamed at him, and his voice sounded loud and strong in Harry’s ears even though the bright mist was descending again,…

… به تو می اندیشم، ای سراپا همه خوبی! تک و تنها به تو می اندیشم؛ همه وقت، همه جا، من به هر حال که باشم به تو می اندیشم… تو بدان این را، تنها تو بدان! تو بمان با…