رفیق
«یه رفیق باشعور بهترین نعمت دنیاست، و یه رفیق بیشعور بدترین عذاب دنیا!» خودم
«یه رفیق باشعور بهترین نعمت دنیاست، و یه رفیق بیشعور بدترین عذاب دنیا!» خودم

اصلاً انگار هر گوشه از حیاط برای خودش مفهومی گرفته؛ این دروازه و آن دروازه کلی با هم فرق دارند، همانطور که این سکو با…

ذهنم خسته تر از آن است که چیزی بیش از خستگی را درک کند. پس همان بهتر که از خستگی بنویسم. خستگی همیشه هم چیز…

وقتی چیزی اینجا نوشته نمیشود، (با توجه به اینکه قرارم با خودم این است که زود به زود خودم را اینجا ثبت کنم) چند حالت…


مغرور اما متواضع سرسخت اما ساده پیرمرد تیغه کارد را پاک کرد و پارو را زمین گذاشت. بعد طناب بادبان را پیدا کرد و بادبان…