سال ۱۳۹۰

دوست

بر من در وصل بسته می دارد دوست             دل را به عنا شکسته می دارد دوست زین پس من و دلشکستگی بر در او          چون دوست دل شکسته می دارد…

برزخ

عجیب مصیبتی است این بلاتکلیفی! من اسمش را «برزخ» می گذارم… نمی دانم چرا هر چند وقت یکبار اوضاع زندگی برزخی می شود. برزخی وسیع، به وسعت عرصه ی فراخ زندگی… روزهایی که تکلیفت با هیچ کس معلوم نیست، نه…